جنگ تنها در میدان نبرد صبانت قربانی نمیگیرد؛ گاهی اختلال در دسترسی به دارو، قطع برق بیمارستانها یا توقف خدمات درمانی، جان بیمارانی را به خطر میاندازد که نه سلاحی در دست دارند و نه توانایی به تعویق انداختن درمانشان را.

مهدی اسفندیار در یادداشتی انتقادی خطاب به وزیر بهداشت، با تأکید بر اینکه بیماریهایی نظیر سرطان، نارسایی کلیه و مشکلات قلبی در شرایط جنگی متوقف نمیشوند، از وزارت بهداشت خواسته است تا پیش از وقوع بحران، برنامههای عملیاتی خود را برای حفظ جان بیماران و تداوم خدمات درمانی حیاتی تشریح کند.
جناب آقای وزیر بهداشت، اگر فردا جنگی رخ دهد، بیمار سرطانی را نیز باید به پناهگاه ببریم، نه اینکه درمانش را به خدا بسپاریم!
جناب آقای وزیر! وقتی صحبت از جنگ به میان میآید، همه از موشک، پدافند، اهداف نظامی و قدرت بازدارندگی سخن میگویند؛ اما یک پرسش اساسی کمتر مطرح میشود: اگر فردا جنگ آغاز شود، سرنوشت بیمار دیالیزی، کودک مبتلا به سرطان، بیمار نیازمند شیمیدرمانی و بیماری که بدون داروهای حیاتی حتی چند روز دوام نمیآورد، چه خواهد بود؟ آیا نظام سلامت کشور برای چنین روزی آماده است یا قرار است پس از وقوع بحران، تازه به فکر تشکیل جلسه و صدور بخشنامه بیفتیم؟
آقای وزیر! آمادگی نظام سلامت را نمیتوان با تعداد تختهای بیمارستانی، افتتاح چند پروژه یا نمایش تجهیزات پزشکی سنجید. آمادگی واقعی یعنی اگر برق قطع شد، دستگاه حیاتی بیمار از کار نیفتد؛ اگر واردات مختل شد، زنجیره تأمین دارو فرو نریزد؛ اگر مسیرهای توزیع آسیب دیدند، اکسیژن پزشکی و تجهیزات حیاتی به بیمارستانها برسند؛ و اگر بیمارستانی از مدار خدمت خارج شد، بیمار سرگردان نماند.
اما مسئله فقط مجروحان جنگی نیست! در هر روز جنگ، هزاران بیمار غیرنظامی همچنان به درمان نیاز دارند؛ جنگ برای بیماری سرطان، نارسایی کلیه، دیابت و بیماریهای قلبی تعطیلی اعلام نمیکند. بیماری که شیمیدرمانیاش به تعویق میافتد، بیماری که دیالیزش مختل میشود یا بیماری که داروی حیاتی خود را پیدا نمیکند، ممکن است بدون آنکه در میدان جنگ حضور داشته باشد، هزینهای سنگین از بحران بپردازد.
ازاینرو، انتظار میرود وزارت بهداشت بهجای اکتفا به اطمینانبخشیهای کلی، به چند پرسش روشن پاسخ دهد:
- آیا ذخایر داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی بر اساس میزان مصرف واقعی و سناریوهای اختلال در تأمین محاسبه شدهاند؟
- آیا بیمارستانها برای قطع طولانیمدت برق، اختلال در تأمین آب، اکسیژن پزشکی و زنجیره سرد دارو، برنامه عملیاتی آزمودهشده دارند؟
- آیا برای تداوم دیالیز، شیمیدرمانی، جراحیهای ضروری و تأمین داروهای بیماران خاص در شرایط اضطراری، برنامهای مشخص وجود دارد؟
- آیا ظرفیت بیمارستانهای جایگزین، نحوه انتقال بیماران و مسیرهای پشتیبان توزیع دارو و تجهیزات از پیش تعیین شدهاند؟
- آیا وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو، اورژانس کشور، دانشگاههای علوم پزشکی و دستگاههای مسئول، مانور مشترک و واقعبینانهای برای سنجش آمادگی خود برگزار کردهاند؟
جناب آقای وزیر! این پرسشها به معنای پیشبینی قطعی جنگ نیست؛ اتفاقاً هنر مدیریت آن است که پیش از وقوع فاجعه، برای سناریوهای پرهزینه آماده شود. اگر جنگی رخ ندهد، آمادگی نظام سلامت همچنان یک سرمایه ملی است؛ اما اگر بحران رخ دهد و آمادگی کافی وجود نداشته باشد، بعضی خسارتها با هیچ بودجهای جبران نخواهند شد. امروز زمان آن است که بهجای پرسیدن اینکه پس از بحران چه خواهیم کرد، بپرسیم چه اقداماتی را پیش از بحران انجام دادهایم.
آقای وزیر! بیمارستان فقط ساختمان درمان مجروحان نیست؛ آخرین پناهگاه انسانی جامعه در روزهایی است که همهچیز ممکن است از کار بیفتد. انتظار افکار عمومی، انتشار فهرستی از جلسات و دستورالعملها نیست؛ بلکه ارائه گزارشی شفاف از آمادگی واقعی، کمبودها، ذخایر حیاتی، برنامههای جایگزین و اقداماتی است که برای رفع نقاط ضعف انجام شدهاند؛ بدون افشای اطلاعات حساس امنیتی. در روز بحران، مردم از مسئولان نخواهند پرسید چند جلسه برگزار کردید؛ خواهند پرسید چرا برای ادامه درمان بیماران، از قبل چارهاندیشی نکردید؟ پیشگیری از مرگ یک بیمار بر اثر اختلال در تأمین دارو یا توقف یک خدمت حیاتی، بهاندازه نجات جان یک مجروح در میدان جنگ اهمیت دارد.
جناب وزیر؛ لطفاً پیش از آنکه شرایط، امکان تصمیمگیری را از ما بگیرد، به این پرسش پاسخ دهید: «اگر فردا جنگ شد، نظام سلامت ایران دقیقاً برای زنده نگهداشتن بیمارانی که توان جنگیدن را ندارند، چه برنامهای دارد؟»
بدون دیدگاه