به گزارش سلامت نیوز به نقل از کانال FDAIRANNEWS، تجهیزات پزشکی یکی از حیاتی‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین اجزای نظام سلامت به شمار می‌رود. بخش عمده‌ای از خدمات تشخیصی و درمانی، از ساده‌ترین اقدامات بیمارستانی تا پیچیده‌ترین جراحی‌ها، به طور مستقیم یا غیرمستقیم به این حوزه وابسته است. با این حال، سال‌هاست که در میان کارشناسان و فعالان این صنعت، این حس وجود دارد که تجهیزات پزشکی در ساختار سازمان غذا و دارو، متناسب با اهمیت و پیچیدگی‌های خود دیده نمی‌شود. غدیر نیوز شاید تعبیر «فرزند ناتنی» تند به نظر برسد، اما با نگاهی به نحوه تصمیم‌گیری‌ها، جایگاه سازمانی و به ویژه شیوه انتخاب مدیران این بخش، این تعبیر چندان هم دور از واقعیت نیست.

چرا تجهیزات پزشکی در سازمان غذا و دارو، جایگاه شایسته خود را ندارد؟

مسئله از یک تفاوت بنیادی آغاز می‌شود؛ تجهیزات پزشکی، دارو نیست. این حوزه شامل مجموعه‌ای بسیار متنوع از فناوری‌ها، صنایع، خدمات فنی، تولید، واردات، استانداردها، نگهداری، قطعات، آموزش، خدمات پس از فروش و مدل‌های اقتصادی متفاوتی است. مدیری که مسئولیت این بخش را بر عهده می‌گیرد، طبیعتاً نمی‌تواند متخصص همه این زمینه‌ها باشد، اما باید با ماهیت این صنعت آشنا باشد، منطق بازار آن را بشناسد، از سابقه تصمیمات و ضوابط آگاه باشد و بتواند پیامدهای یک تصمیم اداری را در زنجیره تأمین و در نهایت در بیمارستان پیش‌بینی کند. چنین شناختی با صدور حکم مدیریتی به دست نمی‌آید و معمولاً حاصل سال‌ها تجربه و فعالیت در این حوزه است.

دقیقاً به همین دلیل است که نحوه انتخاب مدیران تجهیزات پزشکی اهمیت پیدا می‌کند. باید از سازمان غذا و دارو پرسید آیا همین سازمان حاضر است مسئولیت اداره کل دارو را به فردی بسپارد که تجربه جدی و قابل اتکایی در صنعت، بازار و رگولاتوری دارو ندارد و قرار است پس از انتصاب، تازه با پیچیدگی‌های این حوزه آشنا شود؟ بعید است چنین انتخابی در حوزه دارو عادی تلقی شود. پس روشن نیست چرا تجهیزات پزشکی باید بارها هزینه نوعی از انتصاب را بپردازد که در حوزه دارو احتمالاً از ابتدا محل تردید جدی بود.

این مسئله البته محدود به یک دوره یا یک مدیر خاص نیست. در سال‌های مختلف، افرادی وارد مدیریت تجهیزات پزشکی شده‌اند که شناخت عمیق و تجربه طولانی از این حوزه نداشته‌اند و هر بار بخشی از هزینه این ناآشنایی به خود سیستم منتقل شده است. مدیری که تاریخچه تصمیم‌ها، منطق شکل‌گیری مقررات، حساسیت‌های بازار و تجربه‌های گذشته را نمی‌شناسد، ممکن است سازوکارهایی را که طی سال‌ها و با آزمون و خطا شکل گرفته‌اند، صرفاً به چشم ساختارهای ناکارآمدی ببیند که باید از نو طراحی شوند. اصلاح البته ضروری است، اما اصلاح بدون شناخت، خیلی زود می‌تواند از اصلاح فرآیند به تخریب حافظه سازمانی و برهم زدن انسجام کارشناسی تبدیل شود.

نشانه‌های این مسئله را امروز می‌توان در بخشی از عملکرد اداره کل مشاهده کرد. طولانی شدن فرآیندها، رفت‌وبرگشت پرونده‌ها، دشوار شدن رسیدن به تصمیم نهایی و نامشخص ماندن مسئولیت در برخی موضوعات، مسائلی نیستند که بتوان آنها را برای مدت نامحدود با حجم کار یا پیچیدگی شرایط کشور توجیه کرد. یک دستگاه رگولاتوری باید بتواند سخت‌گیر باشد، اما سخت‌گیری با بلاتکلیف نگه داشتن امور تفاوت دارد. سازمان حرفه‌ای می‌تواند با یک درخواست مخالفت کند، اما باید روشن، مستدل و در زمان قابل قبول تصمیم بگیرد. آنچه قابل دفاع نیست، طولانی شدن فرآیند تصمیم‌گیری تا جایی است که خودِ تصمیم به مسئله تبدیل شود.

گاهی گفته می‌شود شرایط امروز کشور با گذشته قابل مقایسه نیست و تحریم، محدودیت‌های بانکی، ارز، حمل‌ونقل و مشکلات تجارت خارجی موجب این کندی شده است. قطعاً همه این عوامل واقعی‌اند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت، اما صنعت تجهیزات پزشکی ایران امروز برای نخستین بار با تحریم روبه‌رو نشده است. این صنعت سال‌هاست با محدودیت انتقال پول، دشواری تأمین ارز، مشکلات حمل و محدودیت همکاری شرکت‌های خارجی زندگی می‌کند و در دوره‌های مختلف، حتی در شرایط بسیار سخت، توانسته امور خود را پیش ببرد. به همین دلیل، وقتی فرآیندهای داخلی به شکلی محسوس کندتر و فرسایشی‌تر می‌شوند، نمی‌توان تمام مسئولیت را به عوامل بیرونی سپرد. در چنین وضعیتی، نحوه مدیریت و کیفیت تصمیم‌گیری نیز باید بخشی از ارزیابی باشد.

در برابر این انتقادها طی ماه‌های اخیر یک پاسخ بیشتر شنیده می‌شود: اینکه بخشی از نارضایتی‌ها نتیجه اصلاحات است و طبیعی است هرگاه با فساد، رانت و منافع غیرشفاف مقابله شود، گروهی که منافعشان به خطر افتاده اعتراض کنند. اصل این گزاره می‌تواند درست باشد. هر اصلاح واقعی ممکن است مخالفانی داشته باشد. اما همین ادعا یک مسئولیت مهم برای اداره کل ایجاد می‌کند؛ اگر اعتراض‌ها نتیجه مقابله با رانت است، باید روشن گفته شود کدام رانت شناسایی و حذف شده است، کدام امتیاز غیرشفاف کنار رفته، کدام انحصار شکسته شده، کدام تعارض منافع از میان رفته و چه مسیر مشخصی برای فساد بسته شده است.

مقابله با فساد موضوعی جدی‌تر از آن است که به یک پاسخ عمومی در برابر هر انتقادی تبدیل شود. اگر رانتی وجود داشته و با آن برخورد شده است، اعلام شفاف آن می‌تواند اتفاقاً حمایت بخش بزرگی از جامعه تجهیزات پزشکی را نیز به همراه داشته باشد. فعالان سالم این حوزه بیش از هر کس از حذف رانت، تعارض منافع و امتیازات غیرشفاف سود می‌برند. اما اگر هر اعتراض به کندی کارها یا بلاتکلیفی پرونده‌ها با این تعبیر پاسخ داده شود که منتقدان از اصلاحات ناراضی‌اند، عملاً یک سؤال مشروع مدیریتی با یک برچسب پاسخ داده شده است.

مرز میان اصلاح واقعی و اختلال مدیریتی چندان هم مبهم نیست. نتیجه اصلاح باید در عملکرد دیده شود. اگر فرآیند اصلاح شده، طبیعتاً باید رسیدگی سریع‌تر یا دست‌کم روشن‌تر شده باشد، تعداد مراحل زائد کاهش پیدا کرده باشد، مسئولیت‌ها مشخص‌تر شده باشند و فعالان قانونی بازار بدانند درخواستشان در چه مسیری و در چه زمانی تعیین تکلیف خواهد شد. اگر برعکس، نتیجه محسوس تغییرات برای بخش قابل توجهی از فعالان حوزه، طولانی شدن کارها، افزایش رفت‌وبرگشت و دشوارتر شدن رسیدن به پاسخ باشد، دیگر صرف استفاده از عنوان «اصلاحات» برای توضیح وضعیت کافی نیست.

بهتر است در این زمینه به جای جدل با منتقدان، آمار منتشر شود. مقایسه متوسط زمان رسیدگی به پرونده‌ها با سال‌های قبل، حجم پرونده‌های معوق، زمان پاسخ‌گویی و مدت طی شدن مراحل مختلف می‌تواند بسیاری از بحث‌ها را روشن کند. اگر عملکرد بهتر شده است، این آمار بهترین دفاع از مدیریت خواهد بود. اگر شاخص‌ها بدتر شده‌اند، باید

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید